.....چند روز پيش مراسم بزرگداشتي براي مرحوم شکيبايي در مسجد شهرک غرب برگزار شد ،آقا واويلايي بود که نگو ونپرس در ورودي مسجد غلغله بود ازآدمهاي جورواجور که به تنها چيزي که فکر نمي کردند شکيبايي بود و خانواده داغدار او ، فکر مي کنم خيلي از اون آدما حتي يادشون رفت که براي شادي روح اين تازه در گذشته فاتحه اي قرائت کنند ،هرچند به نظر مي رسه بسياري از اونها فاتحه خوندن هم بلد نبودند .خنده این معرکه زنان و دختران دوربين بدستی بودند که در العطش گرما منتظر ورود بازيگران به مسجد ويا خروج اونها عرق مريختن
وله له ميزدند و اوج حقارن آدميزاد دوپا رو ميشه تو اين صحنه هاي دلخراش ديد وخنده دارتر اين يک شبه بازيگران نو کيسه که همه هنر خود را در بزک کردن ابرو ومو و......بکار برده و با هزار افاده که آدم از توصیف اون حرکات شرمش مياد خود رو به دل بي صاحب جمعيت مشتاق مي زدند و به ابراز احساس زنانه آنهاپاسخ درخور ميدادن،وخنده دار تر از اين دو قشر اونهاي بودند که کمتر مورد توجه قرار داشتن اما با پررویی تمام جوري رفتار ميکردند که الانه اگه درنگ کنند همه از سروکولشون بالا ميرن غافل از اين که ببم جان درينگ درينگ هر سازي که مشتري نداره امروز سنتور مشتري داره و سنتوري نواز تا فردا چه پيش آيد !!!،بيچاره شکيبايي لااقل ما براش يه فاتحه بخوانيم از اين قوم عجيب وغريب عينک دودي به چشم وطرفدارانشون آبي داغ نمي شه که نميشه .
نوشته شده توسط سيد در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 17:38 موضوع | لینک ثابت
روزی یک مرد ثروتمند،پسر بچه یکوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند،چقدر فقیر هستند.آن دو یک شبانه روز در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر،مرد از پسرش پرسید:((نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟)) پسر پاسخ داد::((عالی بود پدر!)) پدر پرسید::((آیا به زندگی آنها توجه کردی؟)) پسر پاسخ داد:((بله پدر!)) و پدر پرسید:((چه چیزی از این سفر یادگرفتی؟)) پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:((فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا.ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.ما در حیاطمان فانوسهای تزئینی دارم و آنها ستارگان را دارند.حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود،اما باغ آنها بی انتهاست!)) باشنیدن حرفهای پسر،زبان مرد بند آمده بود.پسر بچه اضافه کرد :((متشکرم پدر،تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!))
نوشته شده توسط سيد در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 12:53 موضوع | لینک ثابت
اين بخش از قديمي ترين ساکنان ايران در جنوب غربي کشور و در خوزستان زندگي مي کنند. آنان به عنوان اقليت مذهبي داراي انجمن و مکان خاصي براي برگزاري مراسم هاي مذهبي خود هستند.حاشيه رودخانه کارون بخشي از از محل عبادت اين افراد عمدتا صنعتگر است. که برخی بر این اعتقادند که به دلیل محدودیتهای که مسلمانان برای زمینداری و اشتغال برای غیرمسلمانان ایجاد کردهاند، این شغل در میان این قوم پا گرفته است. نقره و طلاکاری نیز از جمله مشاغل سنتی مندائیان محسوب میشود.
طبق روایات مندائی، ایشان در فلسطین و در جایی به نام مدیان ساکن بودند ولی 60 سال بعد از وفات یهیایهانا (یحییع) به دلیل تعارض با کلیمیان و فشارهای آنان به بینالنهرین کوچیدند. مقارن ورود اسلام به بینالنهرین به اشاراتی بر میخوریم که حضور ایشان را در این منطقه نشان میدهد و آن طور که از قرائن بر میآید ایشان همان صائبین مذکور در قرآن هستند صبی ها اعتقاد دارند که وقتی آدم و حّوا خلق شدند و ازدواج کردند ، صاحب سه دختر و سه پسر شدند و چون در دین صائبین ازدواج برادر و خواهر ممنوع بود ، از دنیای نور و به امر خداوند شصت خانواده مشابه این خانواده هشت نفری به زمین فرستاده شد که اینها اولین اجتماع بشری را شکل دادند .
صابئين مندايي، هر يكشنبه در كنار رودخانه كارون غسل تعميد ميبينند. يكشنبه صبح كسي كه تعميد ميشود و شخص تعميد كننده «رسته» ميپوشند. رسته 5 تكه است. شلوار، پيراهن، عمامه، كمربند و شال. اين لباس به طريقهاي خاص اما ساده دوخته ميشود. از كتاب «گنزاربا» يا گنج خداوند «بوثه» يا آيهاي خوانده ميشود. فرد روحاني مندايي داخل آب ميرود و سپس فرد تعميد شونده در آب مينشيند. اگر كودك باشد، همراه فرد ديگري داخل آب ميرود. با خواندن «بوثه»اي ديگر آب روي سر فرد ريخته ميشود. سپس فرد از آب بيرون آمده، روي صندلي، كرسي يا تختهاي مينشيند و روحاني بار ديگر از «گنزاربا» ميخواند. سپس فرد دعاي توبه يا حفاظت را ميخواند و نان و آب مقدس را ميخورد.» تعميد هر شخصي 30 دقيقه به طول ميانجامد. مندائیان به جای سی روز ، روزه ماه رمضان ، سی و شش روز غیر متوالی روزه می گیرند و در طول روزهم سه بار نماز می خوانند . آنها برای دینشان تبلیغ نمی کنند و عجیب آنکه ، اجازه ورود به آیین شان را نیز نمی دهند.
مندائیان یا همان به اصطلاح صبی ها زندگی خانوادگی بسیار ساده و به دور از تشریفاتی دارند ، با سطح درآمدی متوسط روبه پایین. صبی ها ، کمی در ازدواج و ایجاد رابطه خونی با دیگر ادیان سختگیرند و جوان مندایی که بخواهد با مسلمان ، مسیحی و یا پیرامون دیگر ادیان ازدواج کند را طرد می کنند ، گرچه ارتباط روزمره صائبین با همشهرها بسیار صمیمی و دوستانه است . مراسم تعمید توسط روحانی مندایی صورت میگیرد. انجام مراسم تعمید روز و زمان خاصی ندارد و انجام این آیین در هر زمانی امکانپذیر است و عملی مستحب شمرده میشود. مندائیان هر ساله در اول خرداد ماه تولد حضرت یحیی را با حضور در کناره رود کارون جشن میگیرند. در این روز به غسل کودکان و گاهی بزرگسالان در آبهای کارون میپردازند. مراسم این روز از صبح روز اول خرداد آغاز میشود و تا پاسی از روز گذشته ادامه دارد.
نوشته شده توسط سيد در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 11:17 موضوع اجتماعی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

رب اشرح لي صدري ويسر لي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY